می گل 9 ـــ 2

 

قسمت نهم

 

فقط یک قسمت مونده ^ــــ^

اودابظ ^ـــــ^

ادامه نوشته

می گل 8 ـــ 2

 

قسمت هشتم

ادامه نوشته

می گل 7 ـــ 2

 

قسمت هفتم

ادامه نوشته

می گل 6 ـــ 2

 

قسمت ششم

 

اینم ادامه 

 

ادامه نوشته

رمان هیچ کسان7-2

قسمت هفتم

ببخشید یکم دیر میرسه آخه مشغول تدارکات مدرسه ام شما هم اگه می خونین یه نظر بدین خونمی خونین هم بگین ترسیدین در جریان باشیم

ادامه نوشته

می گل 5 ـــ 2

 

قسمت پنجم

 

آخرین پست امروز 

نظر فراموش نشه...!

ادامه نوشته

می گل 4 ـــ 2

 

 

قسمت چهارم

ادامه نوشته

می گل 3 ـــ 2

 

قسمت سوم

ادامه نوشته

می گل 2 ـــ 2

 

قسمت دوم

ادامه نوشته

می گل 1 ـــ 2

 

قسمت اول 

 

اینم استارت کار

ایشالا هرکی نظر نزاره 

سوسک بره تو تنبونش پارکور بزنه ^ـــــ^

ادامه نوشته

رمان هیچ کسان6-2

قسمت ششم

ادامه نوشته

می گل2

نتیجه تصویری برای می گل2

 

قسمتی از این رمان زیبا:

-اسم
-مي گل
منشي بدون اينکه بپرسه جاي فاميل رو هم پر کرد...
-سن؟
-17!
-متاهل يا مجرد؟
مي گل گيج از جوابي که نميدونست گفت:متاهل!

منشي نگاه متعجبي بهش کرد و سري تکون داد!
-سن همسر!
-سن شوهرم براي چي؟
-براي تکميل پرونده لازمه!!
رو به منشي گفت:38 سال!

منشي فقط متعجب کمي نگاهش کرد و بعد سن و بي تفاوت وارد کرد
مي گل باقي اطلاعات و به منشي داد در آخر منشي پرسيد:دليل مراجعه؟

-باردارم! باز نگاه متعجب منشي روش ثابت موند...اما اينبار مي گل که رفتار منشي و ليلي ازارش ميداد 
با اعتراض گفت:مگه چيه؟؟؟چرا اينجوري نگاهم ميکنيد؟خطا که نکردم!

منشي:هيييسس..باشه من که چيزي نگفتم..يه کم تعجب کردم همين..آخه ماشالله خيلي ظريفي 
سنتم کمه...از طرفي گفتي دانشجويي...من معذرت ميخوام قصد بدي نداشتم....کارتي رو که شماره 
پرونده مي گل روش نوشته شده بود به دستش داد و گفت 20 تومان لطف کنيد!

 

این داستان ادامه داستان می گل قسمت اوله . عشق می گل و شهروز به دلیل تحولی که تو زندگی می گل یعنی ورود به دانشگاه بوجود میاد دستخوش تغییرات و متزلزل شدن روابطشون میشه!!!…..

 

راستی تو ادامه مطلب عکس می گل و شهروز رو هم گذاشتم براتون

 

اگر واقعا دوست دارید و وسطش تنهام نمیزارید بزارم

وگرنه الکی وقتمو تلف نکنم...!!!

ادامه نوشته

نجات یافتگان2

 

قسمت دوم

ادامه نوشته

اگه گفتی من کیم؟!!11 و آخر

 

قسمت یازدهم و آخر

 

اینم قسمت آخر 

چطور بود؟ 

من که عاشق این رمانم

یک سری ایراد تو پستها بود که برطرف شد

یک قسمت هم کات شده بوده انگار که اونم درست کردم

الان با خیال راحت برید بخونید

ادامه نوشته

روزای بارونی38

 

قسمت سی و هشتم

 

آراد و ویولت

 

بچه ها از اینجا به بعد هم باید صبر کنید

چون من تو کامپیوترم تا همینجا بیشتر نداشتم

باید برم تو نت بگردم تا پیدا کنم بقیش و 

و این یکم زمانبره 

ولی نگران نباشید به هیچ عنوان نصفه ولش نمیکنم قول میدم...

ادامه نوشته

روزای بارونی37

 

قسمت سی و هفتم

 

احسان و طناز

ادامه نوشته

روزای بارونی36

 

قسمت سی و ششم

 

آرشاویر و توسکا

ادامه نوشته

روزای بارونی35

 

قسمت سی و پنجم

 

آرتان و ترسا

ادامه نوشته

روزای بارونی34

 

قسمت سی و چهارم

 

گِــلـه...!

ادامه نوشته

روزای بارونی33

 

قسمت سی و سوم

 

احسان و طناز

ادامه نوشته

روزای بارونی32

 

قسمت سی و دوم

 

آراد و ویولت

ادامه نوشته

روزای بارونی31

 

قسمت سی و یکم

 

آرتان و ترسا

 

ادامه نوشته

روزای بارونی30

 

قسمت سی ام

 

آرشاویر و توسکا

 

بچه ها اگر ایرادی دیدن یا اگه کسی که قبلا این رمان و خونده

به نظرش اومد که یه چیزی جا افتاده بهم بگه

ادامه نوشته

روزای بارونی29

 

قسمت بیست و نهم

 

احسان و طناز

ادامه نوشته

روزای بارونی28

 

قسمت بیست و هشتم

 

نیما و طرلان

ادامه نوشته

روزای بارونی27

 

 

قسمت بیست و هفتم

 

آراد و ویولت

ادامه نوشته

روزای بارونی26

 

قسمت بیست و ششم

 

مرجان...!

ادامه نوشته

روزای بارونی25

 

قسمت بیست و پنجم

 

آرتان و ترسا

ادامه نوشته

روزای بارونی24

 

قسمت بیست و چهارم 

 

توسکا و آرشاویر

 

 

ادامه نوشته

اگه گفتی من کیم؟!!10

 

قسمت دهم

 

 

باهاتون قهرم  -ــــ-

روزای بارونی هم حالا حالا ها نمیزارم اصنشم -ــــ-

بی معرفتا -ــــ-

ادامه نوشته