همینجوری داشتم میخندیدم که کسری گفت:وانیا جان یه

دقیقه بیا

منم با یه ببخشیدبلندشدمو دنبالش رفتم یه گوشه

 

ایستادومنم روبروش کسری باجدیت گفت:ببین وانیا

 

تودخترخوبی هستی ومن بهت اطمینان دارم نمیخوام

 

منظورمو بدمتوجه بشی ولی این پسرخاله ی هیرادخیلی

 

ادم خوبی نیست ممکنه ازخنده هات و رودادنات

 

سوتعبیرکنه وبهت پیشنهاددوستی بده پس لطفااگه میشه

 

یکم کمتربهش روبده وزیادبهش نخند

 

با تعجب گفتم:من کی بهش رودادم کسری

 

_عزیزم من منظورم این نبودمشکل ازتو نیست مشکل

 

ازاونه نمیخوام کسی جرات کنه بهت پیشنهادبده

 

 

_خب پیشنهادبده مگه چیه من یه دخترم ممکنه

خیلی

 

 

ازپسراازمن خوششون بیادچیه نکنه حسودیت میشه 

 

 

_چرتو پرت نگو وانیا یعنی تودوس داری بهت

پیشنهادبده؟

 

_معلومه که نه

 

نمیدونم چرا یه لحظه حس کردم کسری خوشحال

 

شدشایدم توهم زدم معلوم نیس امشب چمه

 

کسری:خیلی خب الان میریم اونجا سعی کن

بهتررفتارکنی

 

درضمن اگه نمیتونی بریم برقصیم بهانه خوبی هم هس

 

 

باشیطنت گفتم:اخ جون رقص بریم

 

_دیوونه

 

کسری خندیدودستمو گرفت رفتیم وسطو شروع کردیم

 

رقصیدن یه اهنگ شادپخش میشدوکسری زل زده بودبه

 

چشای من نمیدونم این کسری امشب چی زده یه

چیزیش هس انگار

 

یه دورچرخیدم که باهیرادچشم توچشم شدک اخماش

 

حسابی توهم بودوبه دستم که توی دستای کسری بود نگاه

 

میکردیه حسی بهم میگفت هیرادغیرتی شده ویه

 

حسی هم بهم میگفت:زررررررشک😂

 

بعدازاینکه اهنگ تموم شدواهنگ ملایمی اومدسریع

 

فرارکردمو نشستم سرجام کسری هم بعدچنددقیقه اومد

پیشمون 

 

پریسا:واو چه رقص قشنگی داری عزیزم ب منم یادبده با

 

هیرادبرقصم یه بارمگه نه هیرادی؟

 

با تعجب به پریسا نگاه کردم هیرادی چه صیغه ایه دیگه

 

پیمانـکه نگاه متعجبمو دیدگفت:تعجب نکنین پریسا

 

وهیرادچندماهیه نامزدن

نمیدونم چرابا شنیدن این حرف حس کردم ته دلم خالی

 

شدوانگاریخ زدم

 

با صدای هیرادقیافمو جمعوجورکردم:من نامزدی ندارم

 

اینا همش حرفای خاله زنکیه مامانو خالست برای

 

خودشون تصمیمات الکی میگیرن هروقت عقدش کردم

 

بدونین خودم خواستم

 

پیمان خندید:بابا منم میگم ازدست این عجوزه فرارکن

 

گوش نمیکنی که پاشوبرو امریکا هم پول داری هم شرکت

 

هم زندگی همونجاهم ازدواج کن اینجا بمونی تا دوماه

 

دیگه سرسفره عقدنشوندنت با این پری عجوزه

 

پریسا باحرص کیفشو برداشتو پیمانو چندین بارزد کسری

 

خندیدمنم یکم زوری خندیدم ولی انگارخیالم راحت شده

 

بودکه الکیه یکی نیس ب من بگه توچیکاره ای این وسط

 

شب موقع برگشت هیرادبه چشمام زل زدخیلی عمیق

 

وگفت:خوشحال شدم که اومدین به کسری گفتم

حالابهتره

 

خودتونم بدونین شما ازاین به بعدمنشی من هستین

 

منشی کسری برگشته سرکارش و منم ازمنشیم راضی

 

نیستم برای همین برای من کارمیکنین

 

_جدی؟؟؟

 

_بله مشکلی دارین؟

 

_نه چه مشکلی اقای مهندس

 

لبخندمحوی روی لبش نشست که سریع قورتش

 

دادانگارمیخوریمش اگه بخنده لوس

 

ولی چه بالبخندنازمیشه هاااا

 

منم چه بی حیاشدم خاک بسرم

 

 باصدای کسری به پشت سرم نگاکردم:وانیا بریم؟

 

_اره اره خدانگهدار

 

_خداحافظ

 

هیراددستاشو توی جیبش کردوروشو برگردونددخترای

 

زیادی خیره شده بودن بهش اما اون انگارهیچکسو نمیدید

 

توی ماشین کسری این اهنگو گذاشت اسم خوانندشو

 

نمیدونستم اما خیلی دوسش،داشتم:

 

ازهرچی بی توئه بیزارم

 

ازخودمم بی توبیزارم

 

حسرت توبه دلم مونده

 

پیش خودم توروکم دارم

 

توروندارموحتی بااینم

 

احساس من به توفرقی نکرد

 

ازوقتی عشق تو،تودلم افتاد

 

هیچی تودنیابه چشم نمیاد

 

نگوایناهمش خوابوخیاله

 

نگورسیدنم به تومحاله

 

زندگی بی تو

 

معنی نداره

 

یه روزمیبینم

 

تورودوباره

 

من مطمئنم

 

این همه احساس

 

یه جاروقلب تواثرمیزاره...

 

تمام مدت منو کسری توی فکربودیم من توی فکرنگاها

 

ورفتارای هیرادکسری رو نمیدونم صدای ضبطو کم

 

کردوبدون اینکه نگام کنه گفت:

 

 

هیرادچی بهت گفت؟

 

_هیچی گفت ازاین به بعدمنشی خودش میشم گفت بهت

 

گفته

 

_اره منشیم برگشته بچش بدنیااومده

 

_به این زودی؟

_نه بعداونم یه دختری اومدولی بعدیه مدت

 

ازهیرادخوشش اومدوبهش پیشنهاددوستی دادهیرادهم

اخراجش کرد

 

با تعجب گفتم:این دوستت چقدرخاطرخواه داره

 

بامرموزی خیره شدبهم:انشاالله که بیشترنشن

 

نگامو ازش گرفتم ولی اون هنوز نگام میکردتااینکه کلافه

 

شدونفس عمیقی کشیدمنظورشو نمیفهمیدم نکنه

 

فکرمیکنه من به هیرادعلاقه ای دارم اخه من که

 

هنوزهیچی ازهیرادنمیدونم برای چی بایدخاطرخواهش

 

بشم من هنوزم دلم میخواد حالشو بگیرم همین

 

وقتی رسیدیم خونه با یه خداحافظی کوتاه هرکدوم

 

رفتیم که بخوابیم بعدازحموم موهاموخشک کردمو خوابو

 

دراغوش کشیدم

 

(دوستان نظربدین لطفانظراتون انگیزس برام😊✋)